کد خبر: 1356727
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۳:۴۰
گریه  مرحوم آخوند خراسانی مقابل شاگردان در زمانی که وضع مالی آخوند خوب نبود، شبی پس از مجلس درسی که شاگردان مبرزی همچون میرزای نائینی، مرحوم سیدابوالحسن اصفهانی، آقا‌ضیاء عراقی و شیخ عبدالله گلپایگانی در آن حضور داشتند، سیدی خدمت ایشان رسید

جوان آنلاین: شیخ احمد دشتی که مقرب آخوند خراسانی بود، تعریف می‌کند: در زمانی که وضع مالی آخوند خوب نبود، شبی پس از مجلس درسی که شاگردان مبرزی همچون میرزای نائینی، مرحوم سیدابوالحسن اصفهانی، آقا‌ضیاء عراقی و شیخ عبدالله گلپایگانی در آن حضور داشتند، سیدی خدمت ایشان رسید و مقداری وجوهات آورد و به آخوند داد. ما [شاگردان]که ناظر بودیم و سخت هم بی‌پول، خوشحال شدیم که عن‌قریب استاد چیزی به همه خواهد داد. [در همین اثنا]مرد دیگری آمد و در گوش آخوند چیزی گفت. آقا قلم و دواتی دم دستش بود. به مرد اشاره کرد بنویس. آن مرد هم چیز مختصری نوشت و به آخوند داد.

آخوند کاغذ را پاره کردند و همه آن پول‌ها را به آن مرد دادند و او هم تشکرکنان رفت. ما حس کنجکاوی‌مان برانگیخت. با اشاره رفقا سؤال کردم: «ممکن است بفرمایید داستان از چه قرار است؟ ما نفهمیدیم!» آخوند فرمودند: «خیلی چیز‌ها توی دنیا هست ما نمی‌فهمیم، این هم یکی از آنها.» اصرار کردیم و [با اصرار فراوان ما]آخوند فرمودند: «آن مرد اول ۴۰۰ لیره وجوهات آورد. من گرفتم. آن مرد دیگر به من گفت دو پسر دارد و می‌خواهد برای هر دو عروسی بگیرد، اما پول ندارد. خواستم کسی متوجه نشود، گفتم بنویسد که چه مقدار احتیاج دارد. نوشت ۱۰۰ لیره. دیدم برای عروسی دو پسر این مقدار کافی نیست [لذا]هر ۴۰۰ لیره را به او دادم.»

میان شاگردان قیل و قال افتاد. گفتند: «آقا شما که خودتان احتیاج دارید و وضع ما را هم که می‌دانید. ما هیچ! چرا به فکر خودتان نیستید؟»

ناگهان آخوند به گریه افتاد. معذرت خواستیم. آخوند فرمودند: «متأثرم از اینکه می‌بینم زحماتی را که سال‌ها برای شما کشیدم همه به هدر رفته! شما‌ها در رکن اول اسلام که توحید است مانده‌اید و از آن غافلید و نمی‌دانید که رزق و روزی را خدا می‌دهد نه بنده خدا! اگر منظورتان این است که من این قبیل پول‌ها را برای خود بردارم، من احتیاج ندارم. وقتی که از خراسان آمدم با چند کتاب آمدم و چیز دیگری نداشتم. خداوند این همه نعمت و عزت به من داده است. اگر هم منظورتان بچه‌های من است که خدا رزاق آنهاست. شما هم باید به خداوند اتکا داشته باشید و امید به او ببندید! ناراحتم که خدا را فراموش کرده‌اید و به بنده او چشم دوخته‌اید.»

منبع: کتاب مرگی در نور؛ صفحه ۳۸۶ (با تلخیص)

برچسب ها: مذهب ، علما ، اخلاق
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار